Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : پیس شدن

تلفظ بین المللی : /pˈijes ʃˈodan/ تلفظ :‌ [p'ijes S'odan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • بیمه شدن پیش خود
  • پیش قدم شدن
  • پیر شدن
  • پیش از چیزی واقع شدن
  • خیط و پیت شدن
  • مثل پی شدن
  • پای هم پیر شدن
  • پای پس شدن
  • پس پا شدن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

پیس شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) دورنگ شدن. ابلق گشتن. خلنگ گردیدن. || به بیماری برص مبتلی گشتن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱- دو رنگ شدن ابلق گشتن خلنگ گردیدن.۲- به بیماری برص مبتلا شدن .

کلمات مرتبط

  • بیمه شدن پیش خود
  • پیش قدم شدن
  • پیر شدن
  • پیش از چیزی واقع شدن
  • خیط و پیت شدن
  • مثل پی شدن
  • پای هم پیر شدن
  • پای پس شدن
  • پس پا شدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات