Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : پی بستن

تلفظ بین المللی : /pˈej bˈastan/ تلفظ :‌ [p'ej b'astan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • سخن پیوستن
  • عهد پیوستن
  • فساد پیوستن
  • مهر پیوستن
  • با کنش کاو بهم پیوستن
  • بهم پیوستن
  • بگروه شکارچی پیوستن
  • پیوستن به
  • تکه تکه بهم پیوستن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

پی بستن. [ پ َ / پ ِ ب َت َ ] ( مص مرکب ) عصب بستن. ( آنندراج ). بستن وترعرقوب. || بنا نهادن. ( آنندراج ). بنیاد گذاردن.پایه و بن نهادن. ساختن بنلاد و پایه بنا. بنوری برآوردن دیوار. محکم کردن بن دیوار و بنا : نه در قمر دل و نی در جدی توان بستن بر آب و آتش حاشا که پی توان بستن دهد عمارت گیتی بسیل دیده ولی هم از غبار دل ماش پی توان بستن.مسیح کاشی....

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱- بستن عصب بستن وتر عرقوب . ۲- بنا نهادن بنیاد گذاردن ساختن : دهد عمارت گیتی بسیل دیده ولی هم از غبار دل ماش پی توان بستن . ( مسیح کاشی )
عصب بستن بستن وتر عرقوب

کلمات مرتبط

  • سخن پیوستن
  • عهد پیوستن
  • فساد پیوستن
  • مهر پیوستن
  • با کنش کاو بهم پیوستن
  • بهم پیوستن
  • بگروه شکارچی پیوستن
  • پیوستن به
  • تکه تکه بهم پیوستن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات