کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه با-کنش-کاو-بهم-پیوستن | کلماتور
معنی کلمه : با کنش کاو بهم پیوستن
تلفظ بین المللی :
/bɑ kˈoneʃ kˈɑv bˈeham pejvˈastan/
تلفظ :
[bA k'oneS k'Av b'eham pejv'astan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
برهم کنش نور با ماده
ذرات سنگین با برهم کنش ضعیف
با مگس کش زدن
کش رفتن با رفاقت و سیاست
اه ندارد با ناله سودا کند
با یک غوره سردیش می کنه با یک مویز گرمیش
سر کسی با دمش بازی می کند یا سر کسی با کونش بازی می کند
کسی اه ندارد تا با ناله سودا کند
اسمان را با ستارگان نقاشی کن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
rabbet
(فعل)
دارای کنش کاو کردن، با کنش کاو بهم پیوستن
کلمات مرتبط
برهم کنش نور با ماده
ذرات سنگین با برهم کنش ضعیف
با مگس کش زدن
کش رفتن با رفاقت و سیاست
اه ندارد با ناله سودا کند
با یک غوره سردیش می کنه با یک مویز گرمیش
سر کسی با دمش بازی می کند یا سر کسی با کونش بازی می کند
کسی اه ندارد تا با ناله سودا کند
اسمان را با ستارگان نقاشی کن
نظرات