Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : پکنه

تلفظ بین المللی : /pekˈaneː/ تلفظ :‌ [pek'ane:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • پکنه برگ
  • رو پنهان کردن
  • زاغ پینه
  • سخت پینه
  • سامانۀ پیش بینی پهنه ای جهانی
  • سیاهک پنهان
  • سیاهک پنهان پاکوتاه
  • اپرای پکن
  • انسان پکن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

پکنه. [ پ َ ن َ / ن ِ ] ( ص ) مردم فربه کوتاه بالا را گویند. ( برهان قاطع ). کوتاه قد و کلفت و سروته یکی. در تداول عوام تاپو. خپله :
آن دختر پکنه عصمت الدین
سرمایه زهد و نیک نامی است.
انوری ( از فرهنگ جهانگیری ).

فرهنگ عمید

۱. چاق، فربه.
۲. کوتاه قد: آن دختر پکنه عصمة الدین / سرمایهٴ زهد و نیک نامی ست (انوری: مجمع الفرس: پکنه ).

فرهنگ معین

(پَ نَ یا نِ ) (ص . ) مردم فربه کوتاه بالا، خپله .

فرهنگ فارسی

( صفت ) مردم فربه کوتاه بالا خپله تاپو .

کلمات مرتبط

  • پکنه برگ
  • رو پنهان کردن
  • زاغ پینه
  • سخت پینه
  • سامانۀ پیش بینی پهنه ای جهانی
  • سیاهک پنهان
  • سیاهک پنهان پاکوتاه
  • اپرای پکن
  • انسان پکن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات