معانی کلمه : پژهان
لغت نامه دهخدا
پژهان. [ پ ُ ] ( اِ ) پزهان. آرزو. خواهش دل. آرزوی نیکیهای دیگران بی بریده شدن از او. غبطه. ظاهراً این صورت مصحف پُردهان ( بمل ء فیه ) است. رجوع به پروهان شود.
فرهنگ معین
(پُ ) (اِ. ) = بژهان : آرزو، غبطه ، خواهش دل .
فرهنگ فارسی
آرزو، آرزوی خوب برای دیگران، خلاف حسد
( اسم ) آرزو خواهش دل غبطه .
( اسم ) آرزو خواهش دل غبطه .
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: požhān) خواهش ، آرزو.
اسم: پژهان (دختر) (فارسی) (تلفظ: požhān) (فارسی: پژهان) (انگلیسی: pozhhan)
معنی: بژهان، آرزو، غبطه، خواهش دل، خواهش
معنی: بژهان، آرزو، غبطه، خواهش دل، خواهش
مترادف و متضاد
emulation (اسم)
تقلید، مسابقه، هم چشمی، پژهان
good envy (اسم)
پژهان
