معانی کلمه : پچ پچ
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. صدا و آواز دو تن که آهسته با یکدیگر سخن گویند.
۲. سخن زیر لب و آهسته.
۳. ‹پژپژ› آهنگ یا لفظی که شبان با آن بز را پیش خود بخواند و نوازش کند: ◻︎ سخن شیرین از زُفت نیاید بر / بز به پچپچ بر، هرگز نشود فربه (رودکی: صحاحالفرس: پچپچ).
〈 پچپچ کردن: (مصدر لازم) زیر لب و آهسته با هم حرف زدن.
فرهنگ فارسی
( اسم ) کلمه ای باشد که شبانان بز را بدان پیش خود خوانند و نوازش کنند .
گویش مازنی
شایعه
باهوت باهوت
/pech pech/ باهوت باهوت
مترادف و متضاد
شایعه
درگوشی، زمزمه، نجوا
واژه نامه بختیاریکا
چِک وِک؛ چک و چو؛ کُچ دول؛ چک و وک
کُر پِز پِز؛ کَرکَر؛ گش و وَش
کُر پِز پِز؛ کَرکَر؛ گش و وَش
