کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه پوسیده-گشتن | کلماتور
معانی کلمه : پوسیده گشتن
تلفظ بین المللی :
/puːsˈideː ɡˈaʃtan/
تلفظ :
[pu:s'ide: g'aStan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
پوشیده گفتن
پوسیده
پوسیده شدن
پوسیده چوب
چوب پوسیده
خورنده مواد پوسیده
ادم عاقل با طناب پوسیده کسی به درون چاه نمی رود
با طناب پوسیده ی کسی توی چاه رفتن یا خود را توی چاه انداختن
رزمگاه پوشیده
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
پوسیده گشتن. [ دَ / دِگ َ ت َ ] ( مص مرکب ) پوسیدن. پوسیده شدن :
چو پی سست و پوسیده گشت استخوان
دگر قصه سخت روئی مخوان.
نظامی.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) پوسیدن پوسیده شدن .
پوسیدن پوسیده شدن
کلمات مرتبط
پوشیده گفتن
پوسیده
پوسیده شدن
پوسیده چوب
چوب پوسیده
خورنده مواد پوسیده
ادم عاقل با طناب پوسیده کسی به درون چاه نمی رود
با طناب پوسیده ی کسی توی چاه رفتن یا خود را توی چاه انداختن
رزمگاه پوشیده
نظرات