( مصدر ) پوشیدن نهفتن نهان کردن پنهان ساختن پنهان داشتن راز کردن اسرار اخفائ کنم کتمان . یا رو پنهان کردن . خود را از داین یا محصل و مامور دیوانی و امثال آن نهفتن . یا روی در پرد. تراب پنهان کردن . مردن .
مترادف و متضاد
اختفا، استتار، پوشیدن، نهفتن ≠ برملا کردن، فاش کردن
cloak (فعل)پنهان کردن، در لفافه پیچیدنhide (فعل)پنهان شدن، پوست کندن، پنهان کردن، مخفی کردن، نهفتن، پوشیدن، مخفی نگاه داشتن، ابشتن، خود را پنهان ساختنshadow (فعل)سایه افکندن بر، پنهان کردن، سایه انداختن، سایه افکندن، رد پای کسی را گرفتنcover (فعل)پوشاندن، جلد کردن، پنهان کردن، تامین کردن، طی کردن، پوشیدنmask (فعل)پوشاندن، پنهان کردن، ماسک ز...