Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : پف کردگی

تلفظ بین المللی : /pˈof kardˈeɡi/ تلفظ :‌ [p'of kaRd'egi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • پف
  • پُف
  • پف دادن
  • پف کردن
  • پف کردن یا بالا امدن غذا
  • پف کننده
  • پف آلود
  • پف الود
  • پف تلنگر
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

پف کردگی. [ پ ُک َ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی آماسیده.

فرهنگ فارسی

حالت و چگونگی پف کرده

مترادف و متضاد

pursiness (اسم)
تنگی نفس، پف کردگی، باد غرور

bagginess (اسم)
بادکردگی، پف کردگی

کلمات مرتبط

  • پف
  • پُف
  • پف دادن
  • پف کردن
  • پف کردن یا بالا امدن غذا
  • پف کننده
  • پف آلود
  • پف الود
  • پف تلنگر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات