پشیمان شدن. [ پ َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) نَدَم. تندم. ندامت. ندمان. نادم شدن. ندامت حاصل کردن. سَدَم. ( تاج المصادر بیهقی ) : اگر پند من یک به یک نشنوی بفرجام کارت پشیمان شوی.فردوسی.پشیمان شد از کشتن موبدان ز درگاه کم گشتن بخردان.فردوسی.گر از گفته خود پشیمان شوی چو درماندگان سوی درمان شوی.فردوسی.پشیمان نشد هر که نیکی گزیدکه بد زاب دانش نیارد مزید.فردوسی.بخواب اندرست آنکه بیکار گشت پشیمان شود چونکه ب...
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱- نادم شدن ندامت ندامت حاصل کردن سدم منفعل شدن متاسف شدن پشیمانی خوردن پشیمانی یافتن پشیمانی گرفتن . ۲- توبه کردن انابت کردن .