Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : پس بردن

تلفظ بین المللی : /pˈas bˈordan/ تلفظ :‌ [p'as b'oRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنی
  • پس پسی بردن
  • کوچ پس برانباشت
  • پس
  • پِسَّ
  • پس انداز
  • پس تاب
  • پس خشکی
  • پس خوراند زیستی
  • پس دانشن کامگ
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

پس بردن. [ پ َ ب ُ دَ ] ( مص مرکب )بعقب بردن. || بازگردانیدن. رجعت دادن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱- بعقب بردن. ۲- باز گردانیدن رجعت دادن .

گویش مازنی

پس رفتن – به پشت رفتن

/pas borden/ پس رفتن – به پشت رفتن

کلمات مرتبط

  • پس پسی بردن
  • کوچ پس برانباشت
  • پس
  • پِسَّ
  • پس انداز
  • پس تاب
  • پس خشکی
  • پس خوراند زیستی
  • پس دانشن کامگ
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات