Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : پس انداز

تلفظ بین المللی : /pasˈandɑz/ تلفظ :‌ [pas'andAz]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • پس انداز کردنی
  • پس انداز کن
  • پس انداز کردن
  • پس انداز مخفیانه
  • بانک پس انداز
  • حساب پس انداز
  • صندوق پس انداز
  • دفترچۀ پس انداز پستی
  • بانک پس انداز مشترک
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

پس انداز. [ پ َ اَ ] ( ن مف مرکب )ذُخر. ذخیره. پس افکند. پس اوگند. یخنی. نهاده. چیز نهادن کرده. اندوخته. الفغده. دست پس. پس دست. پستائی.
- صندوق پس انداز ؛ صندوقی که در آن نقد حاصل از صرفه جوئی در خرج نهند.

فرهنگ عمید

۱. پس افکند، پس افکنده، اندوخته، ذخیره.
۲. (اقتصاد ) پولی که از صرفه جویی در هزینه برای روز مبادا ذخیره کنند.

فرهنگ معین

(پَ اَ ) (اِ. ) ذخیره ، اندوخته .

دانشنامه آزاد فارسی

پس انداز (savings)درآمد خرج نشده، پس از کسر مالیات که به صورت سپرده های بانکی یا سایر طرح های مالی کنار گذاشته می شود؛ این طرح های مالی به پس انداز کنندگان بهره می پردازند. در اقتصاد، بین سرمایه گذاری، که متضمن خرید کالاهای سرمایه ای (از قبیل خرید خانه) است و پس انداز (که در آن کالاهای سرمایه ای مستقیماً خریداری نمی شوند؛ مثل خرید سهام به منزلۀ راهی برای کسب درآمد) فرق گذاشته می شود. نرخ پس انداز ...

فرهنگ فارسی

۱- پس افت . ۲- پول صرفه جویی در هزینه. یا پس انداز کردن . ذخیره کردن . یا صندوق پس انداز . حسابی مخصوص در بانکها که در آنجا پولهای حاصل از پس انداز را در دفترهای حاصل از پس انداز را در دفترهای مخصوص بحساب میگذارند .

دانشنامه عمومی

پس انداز ذخیره دارایی (پول، غذا و …) را برای زمان احتیاج می گویند.شغلحقوق (دستمزد)امور مالی شخصیبرنامه ریزی مالیدپونقدینگیصرفه جویی و پس انداز کردن جزء برنامه های اقتصادی خانواده های خوشبخت است. پس انداز پول می تواند روزی به سرمایه گذاری آن منجر شود. از طرف دیگر، همچنین افراد سالخورده به میزان زیادی از پس اندازها و اندوخته های خود برای گذران بقیه سال های زندگی شان استفاده می کنند. همچنین عامل کم ش...

گویش مازنی

از انواع بازی های بومی که با توپ انجام شود

/pasendaaz/ از انواع بازی های بومی که با توپ انجام شود

مترادف و متضاد

اندوخته، پس‌افت، پس‌افکند، ذخیره، صرفه‌جویی

saving (اسم)
نجارت دهنده، پس انداز

واژه نامه بختیاریکا

پس ونی؛ پَسِوِ؛ نهاده

کلمات مرتبط

  • پس انداز کردنی
  • پس انداز کن
  • پس انداز کردن
  • پس انداز مخفیانه
  • بانک پس انداز
  • حساب پس انداز
  • صندوق پس انداز
  • دفترچۀ پس انداز پستی
  • بانک پس انداز مشترک
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات