کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : پس اوگند
تلفظ بین المللی :
/pˈas ˈuːɡand/
تلفظ :
[p'as 'u:gand]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
پساوند ساختن
پساوند
پس
پِسَّ
پس انداز
پس تاب
پس خشکی
پس خوراند زیستی
پس دانشن کامگ
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
پس اوگند. [ پ َ اَ گ َ ] ( ن مف مرکب ) رجوع به پس افکند شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱- ذخیره اندوخته پس افکندن پس انداز پس او گند . ۲- آنچه از اقساط بدهی و قرضی در موعد خود پرداخت نشده باشد.
کلمات مرتبط
پساوند ساختن
پساوند
پس
پِسَّ
پس انداز
پس تاب
پس خشکی
پس خوراند زیستی
پس دانشن کامگ
نظرات