Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : پرتونگاری

تلفظ بین المللی : /pˌartoneɡˈɑri/ تلفظ :‌ [p,aRtoneg'ARi]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب
  • پرتونگاری پانورامیک
  • ماده حاجب پرتونگاری
  • پرتونگاره
  • پوتونگار
  • بازرسی پرتونگاشتی
  • تصویربرداری پرتونگاشتی
  • دیمیترو پروناریو
  • مکرتیچ پرتوگالیان
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

پرتونگاری. [ پ َ ت َ / تُو ن ِ ] ( حامص مرکب ) رادیوگرافی . ( فرهنگستان ). عکاسی با اشعه مجهول.

فرهنگ عمید

عکس برداری از اعضای بدن و زخم های درونی برای تشخیص بیماری یا شکستگی استخوان یا پیدا کردن محل اشیای خارجی که وارد بدن شده باشد، رادیوگرافی، عکاسی با اشعۀ ایکس.

فرهنگ معین

(پَ تُ نِ ) (حامص . اِمر. ) رادیو - گرافی ، عکس برداری به وسیلة اشعة ایکس .

دانشنامه آزاد فارسی

پرتونگاری (radiography)رشته ای علمی برای تولید تصویر روی فیلم عکاسی یا صفحۀ فلوئورسان، با استفاده از تابش، به ویژه با پرتو ایکس. پرتو ایکس، بسته به ماهیت، چگالی و ضخامت ماده، در آن نفوذ می کند و در نتیجه، سایه ای از ماده روی فیلم عکاسی می اندازد. حاصل این عمل رادیوگراف است. در پزشکی، برای بررسی استخوان ها و بافت ها؛ و در صنعت، برای بررسی مواد جامد به فراوانی از پرتونگاری استفاده می کنند. بازرسی در...

فرهنگ فارسی

شیوۀ بررسی بدن با تاباندن پرتوهای ایکس بر آن و تولید تصویرهایی بر روی کلیشه یا پرده‌های حساس * مصوب فرهنگستان اول

( اسم ) رادیو گرافی عکس برداری بوسیل. اشع. ایکس . معمولا در طب برای تشخیص زخمهای درونی یا شکستگی استخوانها از اعضای داخلی بدن بییماران بوسیل. دستگاه مخصوصی عکس برداری کنند تا معالج. مریض بهتر میسر شود . از قابلیت نفوذ اشع. ایکس برای رسم تصویر بدین نحو استفاده میشود که بجای صفح. پ...

دانشنامه عمومی

پَرتونِگاری یا رادیوگرافی (به انگلیسی: Radiography) شیوه بررسی بدن با تاباندن پرتوهای ایکس بر آن و تولید تصویرهایی بر روی کلیشه یا پرده های حساس را گویند.پرتوشناسیمقطع نگاری رایانه ایپرتونگارها یا رادیوگراف ها که به آن ها «رونتگنوگراف» هم می گویند، و پس از کشف پرتوهای ایکس (اشعه ایکس)، توسط «ویلهلم رونتگن» مشهور شدند، توسط انتقال اشعه ایکس از میان بدن بیمار به یک دستگاه ضبط کننده و سپس تبدیل آن به...

مترادف و متضاد

radiography (اسم)
پرتونگاری، عکسبرداری رادیو

skiagraphy (اسم)
پرتونگاری، عکس برداری از سایه، رادیو گرافی

فرهنگستان زبان و ادب

{radiography} [پزشکی] شیوۀ بررسی بدن با تاباندن پرتوهای ایکس بر آن و تولید تصویرهایی بر روی کلیشه یا پرده های حساس * مصوب فرهنگستان اول

کلمات مرتبط

  • پرتونگاری پانورامیک
  • ماده حاجب پرتونگاری
  • پرتونگاره
  • پوتونگار
  • بازرسی پرتونگاشتی
  • تصویربرداری پرتونگاشتی
  • دیمیترو پروناریو
  • مکرتیچ پرتوگالیان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات