کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : پربانگ
تلفظ بین المللی :
/porbˈɑnɡ/
تلفظ :
[poRb'Ang]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
لوانگ پرابانگ
پروانگان
پرچانگی کردن
پرچانگی
پرانگ
استان لوانگ پرابانگ
پرانگ هورن اورگن
پرانگشتی
پرانگی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
پربانگ. [ پ ُ ] ( ص مرکب ) پرآواز. پرغوغا. پرولوله. پرغلغله : قلب با امیر از جای برفت و جهان پربانگ و آواز شد. ( تاریخ بیهقی ).
فرهنگ فارسی
( صفت ) پر غوغا پر آواز پر سر و صدا٠
کلمات مرتبط
لوانگ پرابانگ
پروانگان
پرچانگی کردن
پرچانگی
پرانگ
استان لوانگ پرابانگ
پرانگ هورن اورگن
پرانگشتی
پرانگی
نظرات