کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : پرانگ
تلفظ بین المللی :
/parˈɑnɡ/
تلفظ :
[paR'Ang]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
پرانگ هورن اورگن
پرانگشتی
پرانگی
ذرۀ پرانرژی
راست پران
سانب پران
طاوس پران اخضر
صندلی پران
عاشق پرانی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
پرانگ. [ ] ( اِ ) نوعی از فولاد جوهردار و ظاهراً مصحف پرالک است. رجوع به پرالک شود.
فرهنگ فارسی
نوعی از فولاد جوهر دار و ظاهرا مصحف پلارک است
کلمات مرتبط
پرانگ هورن اورگن
پرانگشتی
پرانگی
ذرۀ پرانرژی
راست پران
سانب پران
طاوس پران اخضر
صندلی پران
عاشق پرانی
نظرات