Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : پای گیر

تلفظ بین المللی : /pˈɑj ɡˈir/ تلفظ :‌ [p'Aj g'iR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • پای کسی گیر بودن
  • چیزهای دست و پا گیر
  • پی گیر
  • دست و پا گیر
  • سن پی دو گیر کبک
  • کمان گیری پایه
  • گیرانۀ افزودۀ پا
  • گیرانۀ پا
  • پی گیری کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

پایگیر. ( ن مف مرکب ) پابند. مقید. ( آنندراج ) :
بقید زلف تا جانم اسیر است
دلم در دام فتنه پایگیر است.
اسیری لاهیجی ( از آنندراج ).

فرهنگ عمید

۱. پابند.
۲. [مجاز] مقید.
۳. چیزی که پا به آن گیر کند.
۴. [مجاز] آنچه انسان به آن گرفتار و پای بند شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) یا پای گیر کسی شدن . ضرر یا جنحه و یا جنایتی بدو تعلق گرفتن .
پابند، مقید، آنچه انسان پای بند آن باشد

کلمات مرتبط

  • پای کسی گیر بودن
  • چیزهای دست و پا گیر
  • پی گیر
  • دست و پا گیر
  • سن پی دو گیر کبک
  • کمان گیری پایه
  • گیرانۀ افزودۀ پا
  • گیرانۀ پا
  • پی گیری کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات