Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ پای بز آکندن

تلفظ بین المللی : /pˈɑj bˈoz ˈɑkanˌadan/ تلفظ :‌ [p'Aj b'oz 'Akan,adan]
لغت نامه دهخدا
  • پای بز اکندن
  • پای بز افکندن
  • بز زنگوله پا قصه
  • فصل پاییز
  • پاییز حنیفی عبدالریوف
  • پاییز پدرسالار
  • پاسبز
  • بهار تابستان پاییز زمستان… و بهار
  • پاییز
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

پای بز آکندن . [ ی ِ ب ُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) سحر باشد برای جلب کسی . (سروری ) :
مرا در کویت ای شمع نکوئی
فلک پای بز آکنده ست گوئی .

نظامی (از سروری و فرهنگی خطی ).


و رشیدی «پای بز افکنده ست گوئی » آورده است و شاید مصحف اوکندن بمعنی افکندن باشد.

کلمات مرتبط

  • پای بز اکندن
  • پای بز افکندن
  • بز زنگوله پا قصه
  • فصل پاییز
  • پاییز حنیفی عبدالریوف
  • پاییز پدرسالار
  • پاسبز
  • بهار تابستان پاییز زمستان… و بهار
  • پاییز
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات