Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : پاییز

تلفظ بین المللی : /pˈɑjiz/ تلفظ :‌ [p'Ajiz]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولفرهنگ اسم هاگویش اصفهانیگویش بختیاریمترادف و متضاد
  • پاییز حنیفی عبدالریوف
  • پاییز پدرسالار
  • پاییز خَوَر کُن
  • پاییز 5461
  • پاییز اغاز شده است
  • پاییز بلند
  • پاییز تنهایی
  • پاییز در نیویورک
  • پاییز صحرا
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولفرهنگ اسم هاگویش اصفهانیگویش بختیاریمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

پاییز. ( اِ ) رجوع به پائیز شود.
پائیز. ( اِ ) خزان. خریف. برگ ریزان. تیر. تیرماه. بادبیز. بادبز. سفیدبری. ( برهان ). و آن مدت ماندن آفتاب است در بروج میزان و عقرب و قوس. سومین فصل سال. و کلمه پائیز با اینکه میان عامه بسیار متداول است در نظم و نثر فصحا یافته نشد.- پائیز عمر ؛ روزگار پیری.- امثال :جوجه را در پائیز میشمارند ؛ یعنی جوجه های بهاره تا بپائیز رسند برخی در چا...

فرهنگ عمید

از فصول چهارگانۀ سال که شامل ماه های مهر، آبان، و آذر است، برگ ریزان، خزان.

فرهنگ معین

[ په . ] (اِ. ) یکی از فصول چهارگانة سال و آن فصل سوم سال است که از اول مهر تا سی آذر می باشد.

فرهنگ فارسی

( اسم ) پاییز .
پادیز، خزان، برگریزان، یکی ازفصول چهارگانه
( اسم ) ۱- یکی از فصول چهارگان. سال و آن فصل سوم سال است میان تابستان و زمستان مدت ماندن آفتاب است در بروج میزان و عقرب و قوس خزان خریف برگ ریزان . یا پاییز عمر. روزگار پیری .

دانشنامه عمومی

پاییز یا خَزان یکی از چهار فصل اقلیم متعدل است. در نیمکرهٔ شمالی با برج های میزان، عقرب و قوس؛ ماه های مهر، آبان و آذر برابر است.برگ درختان در پاییز   برگ زرد و برگ های خشک درختان در پاییز   برگ درختان در پاییز   برگ بیشتر درختان در این فصل می ریزد.   تغییر رنگ برگ گیاهان در پاییزپاییز از نظر ستاره شناختی بین دو نقطهٔ اعتدال پاییزی و انقلاب زمستانی است. ...

نقل قول

پاییز یا خَزان نام یکی از چهار فصل سال است.
•
wikiquote: پاییز

فرهنگ اسم ها

اسم: پاییز (دختر) (فارسی) (طبیعت) (تلفظ: payiz) (فارسی: پاییز) (انگلیسی: payiz)
معنی: هنگام پاییز، برگ ریزان، مجازا دختر زیبا رو

گویش اصفهانی

تکیه ای: pâyiz
طاری: pâyiz
طامه ای: pâyiz
طرقی: poyiz
کشه ای: poyiz
نطنزی: pâyiz

گویش بختیاری

پاییز.

مترادف و متضاد

برگریزان، خریف، خزان، مهرگان

authortumn (اسم)پاییز، خزان، برگ ریزان، دوران کمال، اخرین قسمت، سومین دورهزندگی، زردی، زمان رسیدن و نزول چیزیfall (اسم)پاییز، خزان، افت، ابشار، زوال، سقوط، فروکش، نزول، هبوط، افتادن...

کلمات مرتبط

  • پاییز حنیفی عبدالریوف
  • پاییز پدرسالار
  • پاییز خَوَر کُن
  • پاییز 5461
  • پاییز اغاز شده است
  • پاییز بلند
  • پاییز تنهایی
  • پاییز در نیویورک
  • پاییز صحرا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات