معانی کلمه : پاییز
لغت نامه دهخدا
پاییز. ( اِ ) رجوع به پائیز شود.
فرهنگ عمید
از فصول چهارگانۀ سال که شامل ماه های مهر، آبان، و آذر است، برگ ریزان، خزان.
فرهنگ معین
[ په . ] (اِ. ) یکی از فصول چهارگانة سال و آن فصل سوم سال است که از اول مهر تا سی آذر می باشد.
فرهنگ فارسی
( اسم ) پاییز .
پادیز، خزان، برگریزان، یکی ازفصول چهارگانه
( اسم ) ۱- یکی از فصول چهارگان. سال و آن فصل سوم سال است میان تابستان و زمستان مدت ماندن آفتاب است در بروج میزان و عقرب و قوس خزان خریف برگ ریزان . یا پاییز عمر. روزگار پیری .
( اسم ) ۱- یکی از فصول چهارگان. سال و آن فصل سوم سال است میان تابستان و زمستان مدت ماندن آفتاب است در بروج میزان و عقرب و قوس خزان خریف برگ ریزان . یا پاییز عمر. روزگار پیری .
دانشنامه عمومی
نقل قول
پاییز یا خَزان نام یکی از چهار فصل سال است.
•
•
wikiquote: پاییز
فرهنگ اسم ها
اسم: پاییز (دختر) (فارسی) (طبیعت) (تلفظ: payiz) (فارسی: پاییز) (انگلیسی: payiz)
معنی: هنگام پاییز، برگ ریزان، مجازا دختر زیبا رو
معنی: هنگام پاییز، برگ ریزان، مجازا دختر زیبا رو
گویش اصفهانی
تکیه ای: pâyiz
طاری: pâyiz
طامه ای: pâyiz
طرقی: poyiz
کشه ای: poyiz
نطنزی: pâyiz
گویش بختیاری
پاییز.
مترادف و متضاد
برگریزان، خریف، خزان، مهرگان
