معانی کلمه : پانیذ
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. قند سفید.
۲. شکر.
۳. شیرۀ نیشکر.
۴. شکر سرخ.
۲. شکر.
۳. شیرۀ نیشکر.
۴. شکر سرخ.
فرهنگ معین
( اِ. ) = پانید. فانیذ: ۱ - شکر سرخ . ۲ - قند مکرر، شکر قلم ، شکربرگ . ۳ - نوعی حلوا مانند شکر لیکن از آن غلیظ تر که از شکر و روغن و بادام تلخ و خمیر می ساختند، سکرالعشر.
فرهنگ فارسی
فانیذ، فانید، پانید، قندسفید، شکر، شیره نیشکر
( اسم ) پانید
( اسم ) پانید
دانشنامه عمومی
نی شکر
گویش مازنی
نی شکر
فرهنگ اسم ها
از عسل شیرین تر و از شکر سفیدتر
(تلفظ: pāniz) (= پانید) ، قند مکرر ، شکر ، شکر برگ ، شکر قلم ، نوعی از حلوا که از شکر و روغن بادام تلخ و خمیر میساختند.
