افشاندن، ریختن وپراکنده ساختن هرچیزی پاشیدنی، پاشنده:افشاننده، پراکنده کنندهریخته شده، پاشیدگی:پراکندگی
( مصدر )( پاشید پاشد خواهد پاشیدبپاش پاشنده پاشیده پاشان پاشش ) ۱- پراگندن پریشیدن افشاندن. ۲- ریختن. پاچیدن پشنجیدن . یا آب پاشیدن . آب زدن جایی را . یا از هم پاشیدن . متلاشی شدن .
پراکندن پریشیدن