معانی کلمه : پاراف
فرهنگ عمید
امضای مختصرشده.
فرهنگ معین
[ فر. ] ( اِ. ) امضای اختصاری ، امضاء (در اصطلاح سیاسی و بانکی معمول است ) ، پیش امضا (فره ) .
فرهنگ فارسی
امضای مختصر، خطهائی که باامضاکشیده میشود
( اسم ) امضای اختصاری امضائ ( در اصطلاح سیاسی و بانکداری معمول است )
( اسم ) امضای اختصاری امضائ ( در اصطلاح سیاسی و بانکداری معمول است )
مترادف و متضاد
signature (اسم)
اثر، دستینه، امضا، پاراف، امضاء، امضاء کردن، صحه، توشیح
paraph (اسم)
پاراف، امضای مختصر
initials (اسم)
پاراف
