معانی کلمه : پارافین
لغت نامه دهخدا
پارافین. ( فرانسوی ، اِ ) مادّه جامد و سفید که از الواح «شیست » قیری گیرند.
فرهنگ عمید
جسمی موم مانند، سفید و نیم شفاف، بی بو، و بی طعم که از روغن های سنگین نفت به دست می آید و در ساختن برخی از داروها، لوازم آرایشی و شمع سازی به کار می رود.
فرهنگ معین
[ فر. ] ( اِ. )جسمی است جامد و سفید که از سرد کردن ناگهانی روغن های سنگین به دست می آید. در شمع سازی و تهیة ورنی ها استعمال می شود. پارافین مایع در پزشکی به عنوان مسهل به کار می رود.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
جسمی است موم مانند، سفیدونیم شفاف، بی بووبی طعم
( اسم ) جسمی است جامد و سفید که از سرد کردن ناگهانی روغنهای سنگین بدست میاید و در حدود ۴٠ درجه گداخته میشود و مخصوصا عایق خوبی برای الکتریسیته است . در شمع سازی و تهی. ورنی ها نیز استعمال میشود. پارافین مایع در پزشکی بعنوان مسهل بکار میرود .
ماده ای جامد و سفید که از الواح و شیست قیری گیرند
( اسم ) جسمی است جامد و سفید که از سرد کردن ناگهانی روغنهای سنگین بدست میاید و در حدود ۴٠ درجه گداخته میشود و مخصوصا عایق خوبی برای الکتریسیته است . در شمع سازی و تهی. ورنی ها نیز استعمال میشود. پارافین مایع در پزشکی بعنوان مسهل بکار میرود .
ماده ای جامد و سفید که از الواح و شیست قیری گیرند
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
paraffin (اسم)
پارافین
