معانی کلمه : ویراستار
فرهنگ معین
(اِ. ) آن که دست نوشتة نویسنده یا مترجم را تصحیح ، پیراسته ، تنظیم و برای چاپ و نشر آماده می سازد.
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
editor (اسم)
محرر، سردبیر، ویرایشگر، ویراستار، سردبیر روزنامه، سرمقاله نویس، ویرایشگر ویراستار
فرهنگستان زبان و ادب
{editor} [عمومی] کسی که متن مکتوبی را برای چاپ تصحیح و تنظیم و آماده کند
[رایانه و فنّاوری اطلاعات] ← نرم افزار ویراستار
[رایانه و فنّاوری اطلاعات] ← نرم افزار ویراستار
