معانی کلمه : ویتامین
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
ترکیبات آلی مختلفی که در اغلب مواد غذایی وجود دارد و به دلیل نقش موثر در فرایندهای سوخت وساز بدن، کمبود هر یک از آن ها می تواند موجب ضعف و سستی و گاه بیماری شود.
فرهنگ معین
[ فر. ] (اِ. ) مواد مخصوصی که در اغذیة مختلف وجود دارند و وجود آن ها در جیرة غذایی کاملاً ضروری است و کمبود آن ها منجر به امراض مختلفی می شود. ویتامین ها انواع بسیار دارند: آ، ای ، ب ۱، ب ۲، ب ۶، ب ۱۲، ب کمپلکس ، ث ، د، کا و غیره .
دانشنامه آزاد فارسی
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
vitamin (اسم)
ویتامین
