معانی کلمه : وعید
لغت نامه دهخدا
وعید. [ وَ ] (ع مص ) بیم کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (غیاث اللغات ). تهدید. (اقرب الموارد). || وعده ٔ بد کردن . (از اقرب الموارد).
فرهنگ عمید
وعدۀ بد.
فرهنگ معین
(وَ ) [ ع . ] ۱ - (مص م . ) وعدة بد دادن ، بیم دادن . ۲ - (اِ. ) وعدة بد، تهدید.
مترادف و متضاد
قول، مژده
تخویف، ترعیب، تهدید
۱. قول، مژده
۲. تخویف، ترعیب، تهدید
