معانی کلمه : وعد و وعید
لغت نامه دهخدا
وعد و وعید. [ وَ دُ وَ ] ( ترکیب عطفی ، اِ مرکب ) انذار و ترسانیدن کسی را از کردار و اعمال وی و نوید خیر و شر. ( ناظم الاطباء ) :
ز توحید و قرآن و وعد و وعید
ز تأیید و از رسمهای جدید.شب و روز در کار وعد و وعید
مه و هفته هر روز نوروز و عید.
ز توحید و قرآن و وعد و وعید
ز تأیید و از رسمهای جدید.شب و روز در کار وعد و وعید
مه و هفته هر روز نوروز و عید.
