کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه وظیفه-شناس | کلماتور
معانی کلمه : وظیفه شناس
تلفظ بین المللی :
/vˌazifeːʃˈenɑs/
تلفظ :
[v,azife:S'enAs]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
ان مردان وظیفه شناس
وظیفه شناسی
وظیفهشناس
وظیفه
وظیفه اساسی
وظیفه ای
وظیفه خور
وظیفه خور کلیسا
وظیفه دار
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
وظیفه شناس. [ وَ ف َ / ف ِ ش ِ ] ( نف مرکب ) کسی که کار و شغل خود را میداند و به انجام دادن وظیفه خود اهتمام میورزد. آشنا به تکالیف.
فرهنگ عمید
آن که به وظیفۀ خود آشناست.
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
جدی، مسئول، وظیفهدان ≠ وظیفهنشناس
loyal (صفت)وفادار، صادق، ثابت، پا بر جا، وظیفه شناس، با وفا، امین، مشروعconscientious (صفت)باوجدان، وظیفه شناسdutiful (صفت)مواظب، مطیع، وظیفه شناس، گماشت شناسduteous (صفت)مطیع، وظیفه شناس، گماشت شناس، حلیم...
کلمات مرتبط
ان مردان وظیفه شناس
وظیفه شناسی
وظیفهشناس
وظیفه
وظیفه اساسی
وظیفه ای
وظیفه خور
وظیفه خور کلیسا
وظیفه دار
نظرات