Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : وظیفه

تلفظ بین المللی : /vazˈifeː/ تلفظ :‌ [vaz'ife:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهفرهنگستان زبان و ادب
  • وظیفه اساسی
  • وظیفه ای
  • وظیفه خور
  • وظیفه خور کلیسا
  • وظیفه دار
  • وظیفه داشتن
  • وظیفه شناسی
  • وظیفه مندی
  • وظیفه نشناس
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

وظیفه. [ وَ ف َ / ف ِ ] ( از ع ، اِ ) وظیفة. آنچه اجرای آن شرعاً یا عرفاً در عهده کسی باشد. تکلیف. ( از فرهنگ فارسی معین ). کاری که تکلیف دینداری کسی باشد. ( ناظم الاطباء ). تکلیف دینی. مطلق تکلیف : حافظ وظیفه تو دعا گفتن است و بس در بند آن مباش که نشنید یاشنید.حافظ.- نظام وظیفه ؛ خدمت سربازی. تکلیف خدمت هر جوان که به بیست ویک سال رسید در دستگاههای نظامی به مدت و کیفیت معین. || چیزی که برای کسی هر...

فرهنگ عمید

۱. کاری که انسان مکلف به انجام دادن آن باشد.
۲. کار و خدمت.
۳. [قدیمی] جیرۀ روزانه.

فرهنگ معین

(وَ فِ یا فَ ) [ ع . وظیفة ] (اِ. ) ۱ - کاری که انسان مکلف به انجام آن باشد. ج . وظایف . ۲ - جیره ، مستمری .

فرهنگ فارسی

نقش

دانشنامه عمومی

خویشکاری.

(پهلوی) هَرگ. با "خرج" و "خراج" همریشه است. نمونه:"این هَرگِ هر بی نیاز است که هرگز نیازمندان را از یاد نبرد".

حمدان مقدم_وظیفه،شغل و یا تکلیف گاهی به مفهوم بسیار وسیع برای اشاره به اعمالی (یا حتی خودداری از اعمالی) بکار برده می شود که به وسیلهٔ قوانینی امر یا نهی می شود که بر حوزه های مهم زندگی اجتماعی حاکم بوده یا به عنوان قوانین حاکم بر هر نوع هم کاری مورد قبول باشند.وظیفه...

مترادف و متضاد

تکلیف، فریضه

شغل، عمل، کار

خدمت، رسالت، ماموریت، مسولیت

ادرار، حقوق، رستاد، شهریه، گذران، ماهیانه، مستمری، معاش، مقرری، مواجب

۱. تکلیف، فریضه
۲. خدمت، رسالت، ماموریت، مسولیت
۳. شغل، عمل، کار
۴. نقش
۵. ادرار، حقوق، رستاد، شهریه، گذران، ماهیانه، مستمری، معاش، مقرری، مواجب

assignment (اسم)واگذاری، ماموریت، وظیفه، گمارش، حواله، انتقال قانونی، تخصیص...

فرهنگ فارسی ساره

خویشکار

فرهنگستان زبان و ادب

{task} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] مجموعه ای از دستورالعمل ها که سامانۀ عامل، آنها را به عنوان یک واحد کاری اجرا می کند

کلمات مرتبط

  • وظیفه اساسی
  • وظیفه ای
  • وظیفه خور
  • وظیفه خور کلیسا
  • وظیفه دار
  • وظیفه داشتن
  • وظیفه شناسی
  • وظیفه مندی
  • وظیفه نشناس
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات