کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : وضع کردن تصویب کردن
تلفظ بین المللی :
/vˈazʔ kˈardan tˈasvib kˈardan/
تلفظ :
[v'az? k'aRdan t'asvib k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
وضع کردن
تجدید وضع کردن
قانون وضع کردن
وضع حمل کردن
وضع کردنی
بخاک وضو کردن
وضع
وضع اشفته
وضع بدن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
enact
(فعل)
نمایش دادن، بصورت قانون دراوردن، وضع کردن تصویب کردن
کلمات مرتبط
وضع کردن
تجدید وضع کردن
قانون وضع کردن
وضع حمل کردن
وضع کردنی
بخاک وضو کردن
وضع
وضع اشفته
وضع بدن
نظرات