Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ورنجن

تلفظ بین المللی : /vˌaranˈadʒan/ تلفظ :‌ [v,aRan'adZan]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • دست ورنجن
  • پای ورنجن
  • ورنج
  • ریکن بکر ادوارد ورنون
  • ونجنک
  • دس ونجن
  • پرک ورندن
  • ورندن
  • ونجنکی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

ورنجن. [ وَ رَ ج َ ] ( اِ ) برنجن. حلقه ای باشد از طلا و نقره و امثال آن که زنان بر دست و پای کنند. آنچه بر دست کنند دست ورنجن و آنچه بر پای کنند پای ورنجن خوانند. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ) ( برهان ) ( ناظم الاطباء ). به عربی خلخال گویند. ( آنندراج ). مبدل برنجن و اصل در آن حلقه دست برافکن بوده برافکن را به تعریب برنجن کرده اند. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ). برنجن. برنجین. ورنجین. ( حاشیه برهان قاطع ...

فرهنگ عمید

برنجن#NAME?

= برنجن

فرهنگ معین

(وَ رَ جَ ) (اِ. ) برنجن ، حلقه ای از زر و سیم و یا فلزات دیگر که زنان در دست و پا کنند.

کلمات مرتبط

  • دست ورنجن
  • پای ورنجن
  • ورنج
  • ریکن بکر ادوارد ورنون
  • ونجنک
  • دس ونجن
  • پرک ورندن
  • ورندن
  • ونجنکی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات