Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ورجلا

تلفظ بین المللی : /vˌaradʒalˈɑ/ تلفظ :‌ [v,aRadZal'A]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • ورجلا زدن
  • ورغلانیدگی
  • ورجاوند
  • ورغلانیدن
  • شاه بهرام ورجاوند
  • پرویز ورجاوند
  • ورکلا
  • ورجا
  • ورلاس
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

ورجلا. [ وَ ج َ ] ( اِ ) دست به ورجلا گذاشتن ؛ داد و فریاد راه انداختن. جار و جنجال ایجاد کردن. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ عمید

۱. جهش.
۲. دادوفریاد و جنجال.
⟨ ورجلا زدن: (مصدر لازم) [عامیانه]
۱. دادوفریاد و جنجال راه انداختن.
۲. جهیدن و بیرون جستن از دام: ◻︎ خواست نیفتاده به دام بلا / خیزد و زآن ورطه زند ورجلا (ایرج‌میرزا: ۱۱۱).

۱. جهش.۲. دادوفریاد و جنجال.* ورجلا زدن: (مصدر لازم ) [عامیانه]۱. دادوفریاد و جنجال راه انداختن.۲. جهیدن و بیرون جستن از دام: خواست نیفتاده به دام بلا / خیزد و زآن و...

فرهنگ معین

(وَ جَ ) دست به ورجلا گذاشتن : (مص ل . ) (عا. ) داد و فریاد راه انداختن ، جار و جنجال ایجاد کردن .

کلمات مرتبط

  • ورجلا زدن
  • ورغلانیدگی
  • ورجاوند
  • ورغلانیدن
  • شاه بهرام ورجاوند
  • پرویز ورجاوند
  • ورکلا
  • ورجا
  • ورلاس
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات