معانی کلمه : ورجاوند
لغت نامه دهخدا
ورجاوند.[ وَ وَ ] ( ص مرکب ) ارجمند. برازنده. || دارای فره ایزدی. خداوند ارج. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ عمید
۱. بلندپایه، ارجمند، برازنده.
۲. نیرومند.
۲. نیرومند.
فرهنگ معین
(وَ وَ ) [ په . ] (ص . ) ارجمند، گران قدر.
دانشنامه آزاد فارسی
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: varjāvand) (اوستایی ، پهلوی) بلند پایه و برازنده و ارجمند ؛ (به مجاز) ورجمند و دارای فرهی ایزدی .
اسم: ورجاوند (پسر) (پهلوی، اوستایی) (تلفظ: varjāvand) (فارسی: وَرجاوند) (انگلیسی: varjavand)
معنی: بلند پایه و برازنده و ارجمند، ( به مجاز ) ورجمند و دارای فره ی ایزدی
معنی: بلند پایه و برازنده و ارجمند، ( به مجاز ) ورجمند و دارای فره ی ایزدی
مترادف و متضاد
ارجمند، ارزشمند، برازنده، فرهمند، محترم، گرامی، ≠ بیمقدار
