Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ور

تلفظ بین المللی : /vˈar/ تلفظ :‌ [v'aR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • وَر
  • وِر
  • ور اوردن
  • ور آمدن
  • ور افتادن
  • ور رفتن
  • ور زدن
  • ور امدن
  • ور ورک
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

ور. [ وِ ] (اِ) پرگویی . گفتار بیهوده . سخن بیهوده . سخن بیفایده .
- ور زدن ؛ در تداول ، پرگویی کردن . حرفهای بیهوده گفتن .

ور. [ وَرر ] (ع اِ) برسوی ران . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). وَرِک . (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || ارزانی و فراخ سالی . (منتهی الارب ) (آنندراج ). خصب . (اقرب الموارد)....

فرهنگ عمید

و اگر.

بر (در ترکیب با کلمۀ دیگر): ورآمدن، ورافتادن.

دارنده (در ترکیب با کلمۀ دیگر): رنجور، مزدور، گنجور.

۱. بر.
۲. کنار؛ پهلو.
۳. جانب؛ سمت.
۴. سینه.

سخن بیهود و بسیار؛ پرحرفی.
⟨ ور زدن: (مصدر لازم) [عامیانه] پرگویی کردن.

دارنده (در ترکیب با کلمۀ دیگر): پیشه‌ور، هنرور، تاجور، پهناور، بارور، پیله‌ور، سخنور، نامور، کینه‌ور.

در ایران باستا...

فرهنگ معین

( ~.) (اِ.) گرمی ، حرارت .

( ~.) [ په . ] (اِ.) 1 - بغل ، پهلو. 2 - سینه . 3 - کمر.

(و ) (اِ.) (عا.) سخن بی معنی . ؛ شرُ ~حرف مفت ، سخن بی معنی .

(وَ) (اِ.) تخته ای که در مکتب های قدیم معلمان روی آن به شاگردان تعلیم می دادند، سبق .

( ~.) [ په . ] (اِ.) در ایران باستان در محاکمه های مبهم و مشکل دو طرف دعویی را مورد آزمایش (ور) قرار می دادند و آن دو گونه بوده است : 1 - ور ...

دانشنامه عمومی

Werrبا تشدید ر به معنای گیج

(با کسره و) کنار - جنب - بغل

وَر، در زبان اوستایی پهلوی یعنی تن دادن به آزمایش با آتش

وَر:(war) در گویش گنابادی یعنی طرف ، جهت ، مسیر || وِرْ:(wer) در گویش گنابادی یعنی پر حرفی ، حرافی

وَر (پهلوی: وَر var؛ اوستایی: ورنگه varangh) یا پَساخت (pasâxt) یا آزمایش ایزدی یا داوری ایزدی آزمون هایی بود در دین مزدیسنا که از سوی داوران برای اثبات راست گویی ...

گویش مازنی

کنار – پهلو – سمت – سو

گیج – حالت منگی،توام با ناشنوایی

پسوندی است به معنای علاقه با میل

/var/ کنار – پهلو – سمت – سو & گیج – حالت منگی، توام با ناشنوایی & پسوندی است به معنای علاقه با میل

مترادف و متضاد

بر، ضلع

ساحل، کنار

جانب، سو، طرف

حرف، سخن، صحبت، گپ

۱. جانب، سو، طرف
۲. بر، ضلع
۳. ساحل، کنار

واژه نامه بختیاریکا

( وُر ) بر؛ تقسم
( وَر ) بر؛ تقسیم
( وَر ) بر؛ نشانه تاکید است
( وَر ) تن؛ بدن
( وَر ) جانب
( وَر ) در معرض؛ در مجاورت. مثل ور باد یعنی در معرض باد
( وِر ) صحبت؛ حرف بی اهمیت
( وِر ) گشت و گذار؛ چرخ و تاب؛ دِر و ور
( وَر ) گوشه؛ طول؛ طرف
با؛ ری

کلمات مرتبط

  • وَر
  • وِر
  • ور اوردن
  • ور آمدن
  • ور افتادن
  • ور رفتن
  • ور زدن
  • ور امدن
  • ور ورک
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات