Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ور اوردن

تلفظ بین المللی : /vˈar ovˈordan/ تلفظ :‌ [v'aR ov'oRdan]
لغت نامه دهخدامترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • ور آردن هادائن
  • ور آورد
  • ور اردن هادائن
  • ور اورد
  • دست اودن ور خو
  • ور اودن
  • ور اورده
  • ورآوردن
  • هم ورآوردن
لغت نامه دهخدامترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

( ورآوردن ) ورآوردن. [ وَ وَ دَ ] ( مص مرکب ) کندن چیزی که به جائی چسبیده باشد. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). چیزی را از جای خویش کندن. ( فرهنگ فارسی معین ).

مترادف و متضاد

leaven (فعل)
خمیر کردن، مخمر کردن، ور اوردن

واژه نامه بختیاریکا

( ور اَوردِن ) بر آوردن؛ پناه آوردن
( وَر اَوُردِن ) روی آوردن

کلمات مرتبط

  • ور آردن هادائن
  • ور آورد
  • ور اردن هادائن
  • ور اورد
  • دست اودن ور خو
  • ور اودن
  • ور اورده
  • ورآوردن
  • هم ورآوردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات