معانی کلمه : وجه تسمیه
دانشنامه عمومی
دلیل نام گذاری یا تاریخچه بعضی از کلمات یا عبارات.
وَجهِ تَسمیه. آن صورتی که (آن وجهی که) شخصی یا چیزی نام برده می شود یا به آن معروف است.
مترادف و متضاد
appellation (اسم)
لقب، وجه تسمیه، اسم، نامگذاری، نام

دلیل نام گذاری یا تاریخچه بعضی از کلمات یا عبارات.
وَجهِ تَسمیه. آن صورتی که (آن وجهی که) شخصی یا چیزی نام برده می شود یا به آن معروف است.