Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : وثاق

تلفظ بین المللی : /vasˈɑq1/ تلفظ :‌ [vas'Aq1]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینمترادف و متضاد
  • هم وثاق
  • الوثاق
  • وثاقت
  • هم وثاقی
  • وثاقه
  • وثاقی
  • المعلی بن خنیس شهادته و وثاقته و مسنده
  • وثاقت ابراهیم بن هاشم قمی
  • وثاقت راوی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

وثاق . [ وَ ] (اِ) خانه . (سروری ) (بهارعجم ). رجوع به وِثاق و وُثاق شود.

وثاق . [ وَ ] (ع اِ) هرچیز که بدان چیزی را بندند مانند ریسمان و بند و قید و زنجیر. (ناظم الاطباء) : فشدّوا الوَثاق فاما مناً بعد وَ اما فداءً. (قرآن 44/47).

وثاق . [ وِ...

فرهنگ عمید

۱. اتاق، خانه: دوش سرمست آمدم به وثاق / با حریفی همه وفا و وفاق (انوری: ۲۶۹ ).
۲. خیمه، سراپرده.
۳. مسکن، منزل.

فرهنگ معین

(وِ یا وُ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - خانه ، اطاق . ۲ - حرم سرا.

مترادف و متضاد

بند، ریسمان، زنجیر

اردوگاه، خرگاه، خیمه

اقامتگاه، خانه، ماوا، مسکن، منزل

۱. اقامتگاه، خانه، ماوا، مسکن، منزل
۲. اردوگاه، خرگاه، خیمه
۳. بند، ریسمان، زنجیر


کلمات مرتبط

  • هم وثاق
  • الوثاق
  • وثاقت
  • هم وثاقی
  • وثاقه
  • وثاقی
  • المعلی بن خنیس شهادته و وثاقته و مسنده
  • وثاقت ابراهیم بن هاشم قمی
  • وثاقت راوی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات