Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : واگیردار

تلفظ بین المللی : /vˈɑɡirdˌɑr/ تلفظ :‌ [v'AgiRd,AR]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینمترادف و متضاد
  • پریتونیتیس واگیردار گربه سانان
  • دایره پیشگیری از بیماری های واگیردار و تصفیه اب
  • شیر واگیران
  • واگردان
  • واگرداندن
  • پست واگردان
  • پست واگردان بسامد
  • واگردان بسامد
  • واگردان فاز
لغت نامه دهخدافرهنگ معینمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

واگیردار. ( نف مرکب ) مسری. ساری. مرضی که از بیمار به اطرافیان سرایت کند. مرضی بودار. رجوع به واگیر داشتن شود.

فرهنگ معین

(ص فا. ) مرضی که از بیمار به دیگران سرایت کند، ساری .

مترادف و متضاد

contagious (صفت)
ساری، واگیر، مسری، واگیردار

zymotic (صفت)
مسری، واگیردار، تخمیری، عفونی

کلمات مرتبط

  • پریتونیتیس واگیردار گربه سانان
  • دایره پیشگیری از بیماری های واگیردار و تصفیه اب
  • شیر واگیران
  • واگردان
  • واگرداندن
  • پست واگردان
  • پست واگردان بسامد
  • واگردان بسامد
  • واگردان فاز
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات