معانی کلمه : واگردان
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. ضرر، عدم سود.
۲. جامه و لباسی که به جای لباسی که در تن دارند بپوشند.
۲. جامه و لباسی که به جای لباسی که در تن دارند بپوشند.
فرهنگ معین
(گَ ) (اِمص . ) زیر و رو کردن ، دوباره گرداندن .
فرهنگستان زبان و ادب
{converter/ convertor, electric energy converter} [مهندسی برق] افزاره ای برای تغییر یک یا چند مشخصۀ انرژی الکتریکی
