Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : واخواه

تلفظ بین المللی : /vˈɑxɑh/ تلفظ :‌ [v'AxAh]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید
  • واخواهی
  • واخواست رسمی
  • واخواست کردن
  • واخوانی
  • وامخواه
  • وامخواهی
  • واخوان
  • وفاخواه
  • سیم واخوان
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید

لغت نامه دهخدا

واخواه. [ خوا / خا ] ( نف مرکب ) معترض. ( از واژه های نو فرهنگستان ). کسی که واخواست میکند. در برابر واخوانده. رجوع به واخواست و واخواستن و واخوانده شود.

فرهنگ عمید

کسی که واخواست می کند، معترض.

کلمات مرتبط

  • واخواهی
  • واخواست رسمی
  • واخواست کردن
  • واخوانی
  • وامخواه
  • وامخواهی
  • واخوان
  • وفاخواه
  • سیم واخوان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات