معانی کلمه : واحد یموت
لغت نامه دهخدا
واحد یموت. [ ح ِ ی َ ] ( اِ مرکب ) ( مرکب از واحد به معنی یک + یموت فعل مضارع از موت ) اصطلاحاً به معنی چوبدستی که سر آن به آهن یا قیر در گرفته شده باشد. شش پر.
فرهنگ عمید
چوب دستی کلفت، چوب دستی که سر آن ستبر یا آهن گرفته شده باشد.
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:دبوس
wikijoo: واحد_یموت
مترادف و متضاد
quarterstaff (اسم)
چماق، گرز، واحد یموت
