Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : واحد یموت

تلفظ بین المللی : /vˈɑhed jˈomuːt/ تلفظ :‌ [v'Ahed j'omu:t]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیددانشنامه آزاد فارسیمترادف و متضاد
  • واحدیموت
  • الیوت وارد
  • کالج وارد یوتا
  • واد الیوت
  • واحد
  • واحد الکترومغناطیسی
  • واحد اندازره گیری
  • واحد اندازه طول نخ و ریسمان
  • واحد اندازه گیری الکتریسیته
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیددانشنامه آزاد فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

واحد یموت. [ ح ِ ی َ ] ( اِ مرکب ) ( مرکب از واحد به معنی یک + یموت فعل مضارع از موت ) اصطلاحاً به معنی چوبدستی که سر آن به آهن یا قیر در گرفته شده باشد. شش پر.

فرهنگ عمید

چوب دستی کلفت، چوب دستی که سر آن ستبر یا آهن گرفته شده باشد.

دانشنامه آزاد فارسی

رجوع شود به:دبوس
wikijoo: واحد_یموت

مترادف و متضاد

quarterstaff (اسم)
چماق، گرز، واحد یموت

کلمات مرتبط

  • واحدیموت
  • الیوت وارد
  • کالج وارد یوتا
  • واد الیوت
  • واحد
  • واحد الکترومغناطیسی
  • واحد اندازره گیری
  • واحد اندازه طول نخ و ریسمان
  • واحد اندازه گیری الکتریسیته
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات