۱. میل نفس؛ هوس.
۲. [مجاز] قصد؛ نیت.
۳. [مجاز] آرزو.
۴. [قدیمی، مجاز] محبت.
( ~.) [ ع . هوی ] (اِ.) میل نفس ، آرزو.
( ~.) (اِ.) (عا.) اوضاع ، احوال ، شرایط . ؛ ~ پس بودن کنایه از: نامناسب و معمولاً خطرناک بودن اوضاع .
(هَ) [ ع . هواء ] (اِ.) 1 - گازی است بی رنگ و بو و بی طعم و نامریی که تمام کرة زمین را فرا گرفته است . 2 - جو، فضا. ؛ ~ی گرگ و میش آغاز روشن شدن هوا در صبح .
دم
۱باد و غرور – خودپسندی ۲هوا
تکیه ای: havâ
طاری: havâ
طامه ای: havâ
طرقی: havâ
کشه ای: havâ
نطنزی: havâ
دم
میل، ولع
آسمان، فضا
شهوت، هوس، هوی
آتمسفر، اقلیم، جو
۱. آتمسفر، اقلیم، جو
۲. شهوت، هوس، هوی
۳. میل، ولع
۴. دم
۵. آسمان، فضا
دم