معانی کلمه : هم چشم
لغت نامه دهخدا
هم چشم. [ هََ چ َ / چ ِ ] ( ص مرکب ) برابر و مقابل و رقیب. ( آنندراج ) : آزادخان از فرقه غلزه ای و هم چشم با فرقه ابدالی بود. ( مجمل التواریخ گلستانه ).
فرهنگ عمید
کسی که با دیگری در کاری رقابت کند، رقیب، حریف.
فرهنگ معین
( ~. چَ ) (ص . ) رقیب .
مترادف و متضاد
حریف، رقیب
rival (صفت)
شبیه، نظیر، هماورد، هم چشم
