Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : هم چشم

تلفظ بین المللی : /hˈam tʃˈeʃm/ تلفظ :‌ [h'am tS'eSm]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینمترادف و متضاد
  • چشم به هم زدن
  • چشم دیدن هم را نداشتن
  • هوال هم چشم
  • تا چشم بر هم زنی
  • چشم هم چشمی
  • چشم بر هم زدن
  • گِردآورد هم چشمه
  • هم چشمی کردن با
  • هم چشمی کننده
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

هم چشم. [ هََ چ َ / چ ِ ] ( ص مرکب ) برابر و مقابل و رقیب. ( آنندراج ) : آزادخان از فرقه غلزه ای و هم چشم با فرقه ابدالی بود. ( مجمل التواریخ گلستانه ).

فرهنگ عمید

کسی که با دیگری در کاری رقابت کند، رقیب، حریف.

فرهنگ معین

( ~. چَ ) (ص . ) رقیب .

مترادف و متضاد

حریف، رقیب

rival (صفت)
شبیه، نظیر، هماورد، هم چشم

کلمات مرتبط

  • چشم به هم زدن
  • چشم دیدن هم را نداشتن
  • هوال هم چشم
  • تا چشم بر هم زنی
  • چشم هم چشمی
  • چشم بر هم زدن
  • گِردآورد هم چشمه
  • هم چشمی کردن با
  • هم چشمی کننده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات