چشم برهم زدن. [ چ َ/ چ ِ ب َ هََ زَ دَ ] ( مص مرکب ) لَمح. طَرف. ( ترجمان القرآن جرجانی ). کنایه از لحظه کوتاه : نمانم که بر هم زند تیز چشم نگویم سخن پیش او جز بخشم.
فردوسی.
|| غمزه کردن. ( ناظم الاطباء ).
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] چشم بر هم زدن (قرآن). از چشم بر هم زدن که در واقع برای کاری که خیلی سریع انجام شود استفاده می شود، در قرآن برایش مثال زده است.آصف بن برخیا، برای حاضر ساختن تخت بلقیس با یک چشم بر هم زدن، در برابر سلیمان علیه السلام اقدام کرد.قال یـایها الملؤا ایکم یاتینی بعرشها قبل ان یاتونی مسلمین• قال الذی عنده علم من الکتـب انا ءاتیک به قبل ان یرتد الیک طرفک فلما رءاه مستقرا عنده...(سلیمان) گفت: «ا...