( هم آغوش ) هم آغوش. [ هََ ] ( ص مرکب ) دو تن که در آغوش یکدیگر خسبند. همدم : گهی میکرد شهد باربد نوش گهی می بود با شیرین هم آغوش.نظامی.چو شیرین ساقیی باشد هم آغوش نه شیر، ار زهر باشد هم شود نوش.نظامی.گربا دگری شدی هم آغوش ما را به زبان مکن فراموش.نظامی.یکی را دست حسرت بر بناگوش یکی با آنکه میخواهد هم آغوش.سعدی. || بسیار نزدیک. نظیر و مانند : تا چو هم آغوش غیوران شوم محرم دستینه حوران شوم.نظامی.شا...
فرهنگ عمید
۱. ویژگی دو تن که دست در گردن یکدیگر انداخته یا در آغوش یکدیگر جای گرفته باشند. ۲. [مجاز] همدم.
فرهنگ معین
( هم آغوش ) (هَ ) (ص مر. ) در آغوش یکدیگر، در بر یکدیگر.