Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : هلهل

تلفظ بین المللی : /hˈalhal/ تلفظ :‌ [h'alhal]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینگویش مازنی
  • شادمان هلهله کننده
  • هلهله شادی
  • هلهله کردن
  • هلهله
  • هلهلیون
  • هلهلان
  • هلهله چی
  • ذو هلاهل
  • امامزاده هلال بن علی اران
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

هلهل . [ هَُ هَُ ] (ع اِ) برف . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).

هلهل . [هََ ل َ هَِ ] (ص ، اِ) مخفف هلاهل است و آن زهری باشدکه هیچ تریاقی با او مقاومت نتواند کرد. (برهان ).

هلهل . [ هََ هََ ] (ع ص ، اِ) جامه ٔ تنک بافته . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || موی تنک نرم . || جامه ٔ تنک نرم . || نوعی از زهر، معرب است...

فرهنگ عمید

هَلاهل#NAME?

= هَلاهل

فرهنگ معین

(هَ هَ ) (اِ. ) نک . هلاهل .

گویش مازنی

/hal hal/ احساس تشنگی هماه با بیرون آمدن زبان از دهان - نهایت حسرت از فراق یا عدم دسترسی به فرد یا شی و یا آرزویی خاص

کلمات مرتبط

  • شادمان هلهله کننده
  • هلهله شادی
  • هلهله کردن
  • هلهله
  • هلهلیون
  • هلهلان
  • هلهله چی
  • ذو هلاهل
  • امامزاده هلال بن علی اران
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات