معانی کلمه : هاون
لغت نامه دهخدا
هاون . [ وُ ] (معرب ، اِ) هاون . رجوع به هاوون شود.
فرهنگ عمید
ظرف فلزی استوانه ای از جنس چوب، سنگ که در آن چیزی می کوبند یا می سایند، کابیله.
فرهنگ معین
(وَ ) [ په . ] (اِ. ) ظرفی آهنی یا سنگی که در آن چیزی را می کوبند یا می سایند.
دانشنامه عمومی
(ترکی) زیر. || تاو به معنی رو؛ متضاد هاون.
نقل قول
مترادف و متضاد
mortar (اسم)
خمپاره انداز، هاون، هاون داروسازی
pounder (اسم)
کوبنده، هاون، وزن شده بر حسب رطل، برحسب لیره
واژه نامه بختیاریکا
سِر کو
