کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : هاشور زدن
تلفظ بین المللی :
/hˌɑʃur zˈadan/
تلفظ :
[h,ASuR z'adan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
قلم هاشور زدن
هاشورزنی
هاشور
با هاشور سایه انداختن
هاشو
هاور
هاور لاور
هوشور
هاتور
لغت نامه دهخدا
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
هاشور زدن. [زَ دَ ] ( مص مرکب ) حاشور زدن. رجوع به حاشور شود.
مترادف و متضاد
hatch
(فعل)
ایجاد کردن، اندیشیدن، تخم گذاشتن، خط انداختن، هاشور زدن، روی تخم نشستن، تخم دادن، جوجه بیرون امدن
کلمات مرتبط
قلم هاشور زدن
هاشورزنی
هاشور
با هاشور سایه انداختن
هاشو
هاور
هاور لاور
هوشور
هاتور
نظرات