Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : هاشور

تلفظ بین المللی : /hˈɑʃur/ تلفظ :‌ [h'ASuR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینگویش مازنیمترادف و متضاد
  • هاشور زدن
  • با هاشور سایه انداختن
  • قلم هاشور زدن
  • هاشورزنی
  • هاشوربالان
  • هادوری
  • هاورکرافت
  • سوش هاوردن
  • هابورتی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینگویش مازنیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

هاشور. ( فرانسوی ، اِ ) رجوع به حاشور شود.

فرهنگ عمید

خطوط موازی و نزدیک به هم که در طراحی، نقشه کشی یا حکاکی برای سایه روشن زدن یا مشخص کردن بخش های مورد نظر به کار می رود.

فرهنگ معین

[ فر. ] (اِ.) پرداخت کردن .

[ فر. ] (اِ.) حاشیه ، شیوه ای در نقاشی برای نشان دادن سایه و روشن تصاویر.

[ فر. ] (اِ. ) حاشیه ، شیوه ای در نقاشی برای نشان دادن سایه و روشن تصاویر.
[ فر. ] (اِ. ) پرداخت کردن .

گویش مازنی

۱عوض کردن لباس ۲لباس کهنه و مستعمل ۳فقط یک دست لباس داشتن ...

/haashoor/ عوض کردن لباس - لباس کهنه و مستعمل ۳فقط یک دست لباس داشتن

مترادف و متضاد

hachure (اسم)
هاشور، اژ، پرداز

کلمات مرتبط

  • هاشور زدن
  • با هاشور سایه انداختن
  • قلم هاشور زدن
  • هاشورزنی
  • هاشوربالان
  • هادوری
  • هاورکرافت
  • سوش هاوردن
  • هابورتی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات