Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ نی سوار

تلفظ بین المللی : /nˈej savˈɑr/ تلفظ :‌ [n'ej sav'AR]
لغت نامه دهخدا
  • نسوار
  • نیساری
  • نیساریان
  • نیواره
  • سلیم نیساری
  • نیساری سلیم
  • نیوار
  • نیوارک
  • نوسوار
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

نی سوار. [ ن َ / ن ِ س َ ] ( ص مرکب ) طفلی که مرکب از نی کند. ( آنندراج ). بچه ای که به روی نی سواری می کند. ( ناظم الاطباء ) : کس نی سوار دیدکه باشد مصاف داروز نی ستور دید که در ره غبار کرد.خاقانی.نرمی ز حد مبر که چو دندان مار ریخت هر طفل نی سوار کند تازیانه اش.صائب.زهد خشک از خاطرم هرگز غباری برنداشت مرکب نی بار شد بر نی سوار خویشتن.صائب.چون طفل نی سوار به میدان روزگاردر چشم خود سواره ولیکن پیاد...

کلمات مرتبط

  • نسوار
  • نیساری
  • نیساریان
  • نیواره
  • سلیم نیساری
  • نیساری سلیم
  • نیوار
  • نیوارک
  • نوسوار
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات